تبلیغات
برگزیده های وب - واقعه غدیر خم و اهمیت آن به قلم حجت‌الاسلام والمسلمین جاودان - 2 - پانویس ها
نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 24 آبان 90 ساعت 12 و 47 دقیقه و 37 ثانیه
پانوشت‌ها:
1- با توجه به کثرت منابعی که حدیث غدیر را ذکر نموده­اند و طرق متعدد نقل آن، توجه شما خواننده گرامی را به این نکته جلب می­نماییم که نام آن تعداد از مسانید، منابع و اشخاصی را که در شماره­های مختلف پاورقی­ها مشاهده می­نمایید، تنها بخش اندکی از مستندات، مراجع و اشخاصی است که نقل آن قسمت، مستند به آنهاست و به جهت رعایت اختصار، نام تمامی منابع در هر قسمت ذکر نگردیده است.
2 - خداوند در آیه 3 و 4 سوره نجم، این امر را ذکر می­نماید و می­فرماید: «و ما ینطق عن الهوی(3) ان هو الا وحی یوحی(4)»؛ هرگز از روی هوای نفس سخن نمی­گوید(3) آنچه می­گوید، چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست.(4)
3- یکی از طرقی که مسلمانان بدان وسیله می­توانند به حکم الهی دست یابند، مطالعه و بررسی سنت نبوی و سیره رسول خداست؛ که از جایگاه ویژه­ای در بین تمامی مسلمانان جهت دستیابی به اوامر الهی برخوردار است. این مطلب، از آیات مختلف قرآن استفاده می­گردد. به عنوان مثال، خداوند در آیه 21 سوره احزاب می­فرماید:
«لقد کان لکم فی رسول الله أسوة حسنة لمن کان یرجوا الله و الیوم الآخر و ذکر الله ذکراً کثیراً»؛ مسلماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیکویى بود، براى آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مى‏کنند.
در این آیه، مسأله اسوه بودن رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به طور مطلق و بدون قید و شرط، از جانب پروردگار، مطرح شده است؛ لذا کلیه شئون رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اعم از گفتار و رفتار آن بزرگوار را شامل می­گردد و رفتار و گفتار ایشان در تمامی موارد، برای پیروان آن حضرت، اسوه می­باشد و باید در آن امور به حضرت تأسی نمایند. (مگر آن دسته از اموری که از جانب خداوند معین گردیده است که عمل به آنها از مختصات شخص پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می­باشد و تبعیت در آن امور، بر سایرین لازم نیست؛ نظیر وجوب نماز شب بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم).)
4- لفظ "صحابه" یا "صحابی" به عده­ای اطلاق می­گردد که لااقل در طول عمر خویش، یک بار رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را ملاقات نموده و از محضر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، استفاده کرده باشند.
5- "تابعین" کسانی هستند که محضر رسول خدا را درک ننموده­اند، اما مصاحب و همنشین صحابه بوده­اند.
6- این سه تن عبارتند از:
الف) ابو عیسی، محمد بن عیسی ترمذی در صحیح ترمذی
ب) ابو عبدالرحمن، احمد بن شعیب نَسائی در سنن نَسائی
ج) ابو عبدالله، محمد بن یزید قزوینی (مشهور به ابن ماجه) در سنن ابن ماجه
7-  این دو تن عبارتند از:
الف) ابوعبدالله، احمد بن حنبل شیبانی (پیشوای حنابله)
ب) ابو عبدالله، محمد بن ادریس شافعی (پیشوای شافعیه)    
8- ما در این مقاله جهت رعایت اختصار، به ذکر همین مقدار بسنده می­کنیم. برای مطالعه تفصیلی در خصوص راویان حدیث غدیر در میان صحابه، تابعین و علمای اهل تسنن، به همراه مدارک و جزئیات بیشتر، می­توانید به کتاب گرانقدر الغدیر، تألیف علامه امینی، جلد اول، صفحه 159- 14 مراجعه نمایید.
مرحوم علامه امینی پس از نقل راویان حدیث غدیر، در قسمتهای بعدی الغدیر، نام کتبی را که در میان اهل تسنن به طور مجزا در خصوص واقعه غدیر خم تألیف شده است، برمی­شمرد و احتجاجات مختلفی را که در طول تاریخ بر اساس رویداد غدیر صورت گرفته (از جانب بزرگان صحابه و یا حتی برخی خلفای اموی و عباسی و...) نقل می­نماید و سپس بحث دقیقی را در زمینه مفاد حدیث غدیر و سند آن، طرح می­کند. در فصول و مجلدات بعدی این کتاب ارزشمند نیز علامه امینی، نام شعرای فراوانی را که در میان امت اسلامی از هنگام وقوع رویداد غدیر تا کنون، این رویداد را در ضمن اشعار خویش نقل نموده­اند (به همراه ذکر آثارشان) بر می­شمرد، تا هرچه بیشتر این حقیقت تبیین گردد که غدیر در میان امت اسلامی، فراموش­ناشدنی است.
به غیر از کتاب گرانقدر الغدیر، کتب بی­شمار دیگری نیز نظیر کتاب شریف عبقات الأنوار، تألیف میر حامد حسین هندی (که دارای تفصیل بیشتری نسبت به کتاب الغدیر در باره بحثهای مطرح شده در زمینه سند حدیث غدیر است) و فضائل الخمسة فی صحاح الستة، تألیف علامه فیروز آبادی و... موجود می­باشد که به بررسی سند و دلالت این حدیث شریف در میان مسلمین پرداخته­اند.
9- این بزرگان در آثار متعدد خویش حدیث غدیر را نقل نموده­اند که برای رعایت اختصار، تنها به ذکر یک اثر از هر کدام، که در آن اثر حدیث غدیر روایت شده است، بسنده می­شود:
الف) شیخ کلینی در کافی
ب) شیخ صدوق در امالی
ج) شیخ مفید در ارشاد
د) سید مرتضی در شافی
10- حدیث حسن، از لحاظ رتبه، در مرتبه بعد از حدیث صحیح قرار دارد و حدیثی است که رجال سند آن، ناشناخته و یا اهل غفلت، کثیر الخطا، متهم به کذب و یا فسق نباشند. (مقدمه ابن صلاح، صفحه 175)
11- از جمله این بزرگان می­توان به ابو عبدالله گنجی در کتاب کفایة الطالب و... اشاره نمود همچنین عده­ای دیگر از علمای اهل تسنن برخی از طرق نقل حدیث غدیر را "حسن" دانسته­اند و برخی از طرق دیگر را صحیح ذکر نموده­اند، نظیر ابن حجر در کتاب تهذیب التهذیب و ...
12- حدیث صحیح از دیدگاه اهل سنت، حدیثی است که دارای سندی متصل و بدون انقطاع تا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) (و یا شخص دیگری که حدیث از او نقل می­گردد)، باشد و تک تک راویان آن عادل محسوب شوند و همچنین حدیث دیگری نتوان یافت که دارای مفهومی بر خلاف آن باشد و به طور کلی هیچ‌گونه عیب و نقصی در آن یافت نشود. (مقدمه ابن صلاح)
13- در این میان می­توان به بزرگانی همچون ابوعیسی ترمذی در صحیح ترمذی (جلد 5، باب 20 (باب مناقب علی بن ابیطالب)، ذیل حدیث 3713) – ابوعبدالله حاکم نیشابوری در مستدرک صحیحین، طبری (بر طبق نقل ذهبی در تذکرة الحفاظ، جلد 2، صفحه 713، شماره 728) – شمس الدین ذهبی در کتابی که به طور مجزا درباره حدیث غدیر تألیف نموده است (و همچنین بنا بر نقل ابن کثیر در البدایة و النهایة، جلد 5، صفحه 229-228 که درباره یکی از طرق نقل حدیث غدیر می­گوید: قال شیخنا ابوعبدالله ذهبی و هذا حدیث صحیح – شیخ ما ابوعبدالله ذهبی گوید که این حدیث، حدیثی صحیح است.) – ابوالحسن مغازلی در کتاب مناقب به نقل از استادش – ابن حجر هیثمی در صواعق المحرقه (صفحه 43) – ابن عبد البر در الاستیعاب و... اشاره نمود که همگی حدیث غدیر را حدیثی "صحیح" برشمرده­اند.
14- حدیث متواتر از دیدگاه علم حدیث، به حدیثی گفته می­شود که به علت کثرت نقل و طرق متعددی که روایت شده است، احتمال خدشه­دار بودن آن و تبانی بین راویان مختلف بر سر جعل حدیث، از نظر عادی محال باشد. بنابراین حدیث متواتر حدیثی است که قطعاً از جانب رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و یا سایرین، صادر شده است. (تهانوی در قواعد فی علوم الحدیث، صفحه 32 و 33)
15- در میان قدما و علمای سلف اهل تسنن، بزرگانی همچون ذهبی (بر طبق نقل ابن کثیر در البدایة و النهایة، جلد 5، صفحه 233، ذیل یکی دیگر از طرق نقل حدیث غدیر) – جلال الدین سیوطی – شمس الدین جرزی شافعی در کتاب اَسنی المطالب و...، و در میان معاصرین، اشخاصی همچون ضیاء الدین مُقبلی در کتاب الابحاث المسددة فی الفنون المتعددة، شهاب الدین ابوالفیض حَضرَمی در کتاب تشنیف الآذان و...، حدیث غدیر را حدیثی "متواتر" دانسته­اند.
16- از این میان می­توان به عنوان نمونه به بزرگانی نظیر: خواجه نصیر الدین طوسی در تجرید الإعتقاد (مقصد خامس، فی الإمامة، صفحه 226) – شیخ طوسی در تلخیص الشافی (جلد 2، صفحه 168)– علامه حلّی در مناهج الیقین (صفحه 475) اشاره نمود. به عنوان مثال، عبارت شیخ طوسی در کتاب تلخیص الشافی اینگونه است: "فإن الشیعة قاطبة تنقله و تواتر به – شیعیان همگی، آن را نقل کرده و متواتر برشمرده­اند."
17- باید توجه داشت که طرق متعدد و راویان مختلفی که هم اکنون برای حدیث غدیر در کتب گوناگون مسلمین موجود می­باشد با وجود کثرت کم نظیر آن، تمامی طرقنقل حدیث غدیر نمی­باشند و شواهد مختلف تاریخی بیانگر این مطلب است که بسیاری از طرق نقل حدیث غدیر و همچنین نام برخی دیگر از راویان آن در طول تاریخ، خواسته یا ناخواسته از بین رفته است و ما هم اکنون به آنها دسترسی نداریم. به عنوان مثال، سلیمان حنفی از علمای اهل تسنن در کتاب ینابیع الموده (جلد 1، صفحه 34) از ابی المعالی جوینی (ملقب به امام الحرمین و استاد ابو حامد غزالی) نقل می­کند که او می­گفت: در بغداد، کتابی را در دست صحافی مشاهده نمودم که در آن طرق مختلف نقل حدیث غدیر ذکر شده بود و بر روی آن نوشته شده بود که جلد 28 از طرق نقل این گفتار رسول اکرم (ص): "من کنت مولاه فعلیّ مولاه"، و در پس آن مجلد 29 آن نیز موجود بود. و یا ابن کثیر (از علمای اهل تسنن در قرن 8)، در البدایة و النهایة (جلد 5، صفحه 227) نقل می­کند که طبری (از علمای بزرگ قرن 4، مورخ صاحب نام اهل تسنن و صاحب تاریخ و تفسیر طبری) نسبت به این حدیث توجه داشت و 2 جلد کتاب مجزا در زمینه طرق نقل حدیث غدیر و الفاظ آن تألیف نمود. (که در حال حاضر به هیچ یک از این دو کتاب، دسترسی نیست).
18- "یا أیّها الرسول بلغ ما أنزل الیک من ربّک فان لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله یعصمک من النّاس"
"ای پیامبر، آنچه را از ناحیه پروردگارت به تو نازل شد، ابلاغ کن (و برسان) و اگر انجام ندهی (نرسانی)، اصلاً پیغام پروردگار را نرساندی و خدا تو را از (شر) مردم، نگه می­دارد."
19- "... الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً..."
"... امروزست که دین شما را کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و دین اسلام را برای شما پسندیدم..."
20- در بین مفسرین و علمای اهل تسنن به عنوان نمونه، می­توان به افرادی نظیر: محمد بن جریر طبری در کتاب الولایة، ابوالحسن واحدی نیشابوری در اسباب النزول، حاکم حَسکانی در شواهد التنزیل و...، و در بین مفسرین شیعه می­توان به عنوان نمونه به بزرگانی همچون شیخ طوسی در تبیان، ثقة الإسلام طبرسی در مجمع البیان، علامه طباطبائی در المیزان و... اشاره نمود که شأن نزول آیه 67سوره مائده (آیه تبلیغ) را درباره واقعه غدیر ذکر نموده­اند.
21- در میان مفسرین شیعی، می­توان به عنوان نمونه به بزرگانی همچون شیخ طوسی در تبیان، ثقة الاسلام طبرسی در مجمع البیان، علامه طباطبائی در المیزان و... و در بین علمای اهل تسنن، می­توان به عنوان نمونه به افرادی نظیر: محمد بن جریر طبری در کتاب الولایة– حاکم حسکانی در شواهد التنزیل – خطیب بغدادی در تاریخش (جلد 8، صفحه 290) – حموینی در فرائد السمطین و... اشاره نمود که شأن نزول این فراز از آیه 3سوره مائده (آیه اکمال) را درباره واقعه غدیر ذکر نموده اند.
22- بحث و بررسی بیشتر بر روی مفاهیم این دو آیه به طور مجزا در قسمت امامت در قرآن، طرح خواهد شد.
23- در میان این مورخان و از بین مورخان صاحب نام اهل تسنن می­توان به: مسعودی در مُروج الذهب – بلاذُری در انساب الأشراف – ابن عساکر در تاریخش – خطیب بغدادی در تاریخش – ذهبی در تذکرة الحفاظ –ابن اثیر در أسد الغابة – سیوطی در تاریخ الخلفاء – شهرستانی در ملل و نحل و... اشاره نمود. در بین مورخان شیعه نیز می­توان به عنوان نمونه به اشخاصی همچون یعقوبی در تاریخش، شیخ مفید در ارشاد، طبرسی در إعلام الوری و... اشاره نمود.
24- در بین محدثان فراوانی که حدیث غدیر را در آثار خویش نقل نموده­اند و در میان اهل تسنن می­توان به عنوان نمونه به محدثینی نظیر: ابن ماجه در سنن خویش – ترمذی در صحیحش – نسائی در سنن الکبری – امام شافعیه ابوعبدالله محمد بن ادریس شافعی (بر طبق نقل ابن اثیر در کتاب نهایة، جلد 5، صفحه 228) – امام حنابله احمد بن حنبل در مسند و همچنین در کتاب مناقب، اشاره نمود. در بین عده فراوان محدثین شیعه که این حدیث را در کتب روایی خویش نقل نموده­اند نیز نام بزرگانی همچون شیخ صدوق در کتاب امالی – شیخ کلینی در کتاب کافی – شیخ طوسی در أمالی و... به چشم می­خورد.
25- در میان مفسرین متعدد اهل تسنن که به تناسب آیات قرآن کریم (اعم از شأن نزول آیات و یا به هنگام تفسیر آنها) به بررسی واقعه غدیر پرداخته­اند، می­توان به بزرگانی نظیر طبری– واحدی در اسباب النزول – فخر رازی در التفسیر الکبیر – قرطبی – سیوطی در الدرالمنثور و... اشاره نمود و در بین خیل فراوان مفسرین شیعه نیز که غدیر را در کتب تفسیری خویش نقل نموده­اند، می­توان از شیخ طوسی در تبیان – طبرسی در مجمع البیان– علامه طباطبائی در المیزان و... یاد نمود.
26- در میان متکلمین اهل تسنن که به تناسب مباحث مطرح شده در علم کلام، ناگزیر، به بررسی واقعه غدیر پرداخته­اند، می­توان به سید شریف جرجانی در شرح مواقف – سیوطی در کتاب اربعینش – آلوسی در نثر اللئالی – تفتازانی در شرح مقاصد – قوشجی در شرح تجرید و... اشاره نمود. متکلمین شیعه نیز نظیر خواجه نصیر الدین طوسی در متن تجرید الإعتقاد – علامه حلّی در شرح تجرید الإعتقاد – سید مرتضی در الشافی – شیخ طوسی در تلخیص الشافی و... در کتب کلامی ذکر شده به بررسی این واقعه مهم پرداخته­اند.
27- در میان لغویین و علمای لغت که در کتب خویش متذکر واقعه غدیر شده­اند، می­توان به ابن اثیر در نهایة، حموی در معجم البلدان، زبیدی حنفی در تاج العروس و... اشاره نمود.
28- شعرای بسیار فراوانی در طول 14قرن گذشته در میان سایر فرق اسلامی، واقعه غدیر را در اشعار خویش، متضمن شده­اند و کمتر رویدادی در میان شعرا این چنین بازتاب گسترده­ای داشته است. در این بین می­توان به افرادی همچون حسّان بن ثابت، عمرو عاص، کمیت بن زید اسدی، سید حمیری، دعبل بن علی خزاعی و... اشاره کرد.
29- مدارک اهل تسنن: تاریخ اسلام ذهبی، بخش مغازی، صفحه 701 – المنتظم، جلد 4، صفحه 5 – سیره حلبیه، جلد 3، صفحه 308.
مدارک شیعه: ارشاد، صفحه 91 – إعلام الوری، صفحه 137.
30- یکی از این سفرها، یک سال پس از صلح حدیبیه – که میان مسلمین و مشرکان مکه روی داد – واقع شد.
31- نامگذاری این سفر به حجة الوداع، از آن جهت است که این سفر حج، آخرین سفر حج رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در طول عمر پربرکتشان بوده است و همان‌گونه که پیامبر خود نیز اعلام نموده بودند، پس از این سفر (حدود 2 ماه و نیم بعد)، روح والای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از جسم خاکی مفارقت نمود و در اعلی علیین مأوا گرفت.
32- ظاهراً این نامگذاری به علت نزول آیه تبلیغ (آیه 67سوره مائده) در پایان این سفر و در جریان واقعه غدیر خم بوده است.
33- اینگونه به نظر می­آید که تناسب این نامگذاری به جهت مفاد آن فراز از آیه 3 سوره مائده می­باشد که در انتهای این سفر و در محل غدیر خم، بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل گردید.
34- مدارک اهل تسنن:تذکرة خواص الأمّة، صفحه 30 – سیره حلبیه، جلد 3، صفحه 308 – سیره احمد زینی دحلان، جلد 3، صفحه 3.
مدارک شیعه: احتجاج طبرسی، جلد 1، صفحه 56 (طبرسی تعداد همراهان رسول خدا را 000'70 یا بیشتر ذکر می­نماید).
35- مدارک اهل تسنن: صحیح بخاری، جلد 2، باب 81، حدیث 2، صفحه 159 و جلد 3، کتاب العمرة، باب عمرة التنعیم، صفحه 4 – صحیح مسلم، جلد 4، باب اهلال النبی و هدیه، حدیث اول، صفحه 59 – البدایة و النهایة، جلد 5، صفحه 227 – سیره حلبیه، جلد 3، صفحات 318 و 319 و 336.
مدارک شیعه: ارشاد، صفحه 92 – إعلام الوری، صفحه 138.
36- لسان العرب، ریشه غدر، ذیل کلمه الغدیر.
37- معجم البلدان، ذیل کلمه جحفه.
38- ابن خلکان در وفیات الاعیان (جلد 5، صفحه 231) از حازمی نقل می­نماید: "و هذا الوادی موصوف بکثرة الوخامة و شدة الحر"
"این وادی، به هیچ وجه قابل سکونت نبوده و هوای آن شدیدا گرم می­باشد."
39- "ای پیامبر، آنچه را از ناحیه پروردگارت به تو نازل شد، ابلاغ کن (و برسان) و اگر انجام ندهی (نرسانی) اصلاً پیغام پروردگار را نرساندی و خدا تو را از (شر) مردم، نگه می­دارد."
40- خصائص نسائی، صفحه 25 (رد من تبعه و لحقه من تخلف).
41- مدارک اهل تسنن: مسند احمد، جلد 4، صفحه 372 – معجم الکبیر جلد 5، صفحه 202 و 203، حدیث 5092 - البدایة و النهایة، جلد 4، صفحه 385.
42- در لفظ عربی حدیث این گونه ذکر گردیده است که: "فصلاها بهجیر". کلمه هجیر بر طبق نقل ابن اثیر در کتاب "النهایة" (جلد 5، صفحه 246)، به معنای شدت یافتن گرما در هنگام ظهر است (الهجیر و الهجارة: اشتداد الحر نصف النهار)، در نتیجه معنای این سخن آن می­گردد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شرایطی به همراه سایر مسلمانان نماز جماعت بجای آوردند که هوا به شدت گرم بود؛ همچنین حاکم نیشابوری در "مستدرک صحیحین" (جلد 3، صفحه 533) و طبرانی در "معجم الکبیر" (جلد 5، صفحه 171، حدیث 4986)، از قول یکی از راویان حدیث غدیر نقل می­نمایند که هیچ روزی از لحاظ گرما، شدیدتر از روز غدیر بر ما نگذشته بود (ما أتی علینا یوماً کان اشدّ حراً منه). همان‌طور که مشخص گشت، گرمای هوا در سرزمین غدیر و به هنگام توقف مسلمین به امر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بسیار طاقت فرسا و شدید بوده است، بنا بر این یقیناً توقف کاروانیان در چنان شرایط جوی نامناسب، به فرمان الهی و ابلاغ رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، برای ابلاغ امری بسیار حیاتی، حساس و خطیر به مردم صورت گرفته است.
43- مدارک اهل تسنن: ابن مغازلی در مناقب، صفحه 17 – شرح مقاصد تفتازانی، جلد 5، صفحه 273.
مدارک شیعه: ارشاد، صفحه 94 و 93 – اعلام الوری، صفحه 139 (و کان یوماً قائظاً شدید الحرّ...، ان اکثرهم لیلفّ ردائه تحت قدمیه من شدّة الرمضاء) – کشف الغمة، جلد 1، صفحه 48 – کشف الیقین، صفحه 241 (و کان اکثرهم یشدّ الرداء علی قدمیه من شدّة الحرّ).
44- مدارک اهل تسنن: مستدرک صحیحین، جلد 3، صفحه 533 – خصائص نسائی، صفحه 28 (با اندکی اختلاف در لفظ) – کنز العمال، جلد 1، صفحه 187، حدیث 953 و... (کانی قد دعیت فاجبت).
مدارک شیعه: خصال، جلد 1، صفحه 66 – ارشاد، صفحه 94 (با اندکی اختلاف در عبارت) (انّی قد دعیت و یوشک أن أجیب) – إعلام الوری، صفحه 139.
45- مدارک اهل تسنن: صواعق المحرقة، صفحه 43 – سیره حلبیه، جلد 3، صفحه 336 – کنزالعمال، جلد 5، صفحه 289، حدیث 12911.
مدارک شیعه: خصال، جلد 1، صفحه 66 – کشف الغمّة، جلد 1، صفحه 49 و 48 (با اندکی اضافات در عبارت).
46- مدارک اهل تسنن: مجمع الزوائد، جلد 9، صفحه 104 و 163 – ابن طلحه شافعی در مطالب السئول، صفحه 16.
47- مدارک اهل تسنن: مستدرک صحیحین، جلد 3، صفحه 109 (با اندکی اختلاف در لفظ) – خصائص نسائی، صفحه 21 (نقل با اختصار) – صحیح مسلم، جلد 7، باب فضائل علی بن ابیطالب، صفحه 123 و 122 (با اندکی اختلاف در لفظ) – معجم الکبیر، جلد 5، صفحه 167 و 166 (حدیث شماره 4971) – کنزالعمال، جلد 1، صفحه 189 و 188، حدیث 958.
مدارک شیعه: خصال، جلد 1، صفحه67 و 66 (با اندکی اختلاف در عبارت) – کشف الغمّة، جلد 1، صفحه 50 و 49 (با اندکی اختلاف در عبارت)
48- مدارک اهل تسنن: مجمع الزوائد، جلد 9، صفحه 162 و 163 – معجم الکبیر جلد 5، صفحه 167 (حدیث شماره 4971).
49- مدارک اهل تسنن: شواهد التنزیل، جلد 1، صفحه 190 (حتی رئی بیاض ابطیه) – خصائص نسائی، صفحه 21 (انه ما کان فی الدوحات احد الّا رآه بعینه و سمعه باذنه) – معجم الکبیر، جلد 5، صفحه 166 (حدیث شماره 4969)، (ما کان فی الدوحات احد الّا قد رآه بعینه و سمعه باذنه) – کنز العمال، جلد 13، صفحه 104، حدیث 36340: (ما کان فی الدوحات احد الا قد رآه بعینه و سمعه باذنه).
مدارک شیعه: ارشاد، صفحه 94 (پیامبر دو دست امیر المؤمنین را بلند نمود) – إعلام الوری، صفحه 139 – امالی شیخ طوسی، صفحه 247 – خصال، جلد 1، صفحه 311.
50- مفهوم این گفتار نبوی اشاره به آیه 6 سوره احزاب دارد که در آن خداوند می­فرماید:
"النّبی أولی بالمؤمنین من انفسهم..."
"پیامبر نسبت به مؤمنین، از خودشان سزاوارتر و مقدم­تر است." معنای اولویت پیامبر بر مؤمنین نسبت به جانهای آنان را می­توان بر اساس قرآن کریم و تعالیم معصومین به خوبی دریافت. پروردگار متعال در قرآن مجید آیه 36 سوره احزاب می­فرماید:
"ما کان لمؤمن و لا مؤمنة اذا قضی الله و رسوله أمرا ان یکون لهم الخیرة..."
"هیچ مرد و زن با ایمانى حق ندارد هنگامى که خدا و پیامبرش امرى را لازم بدانند، اختیارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد." بنابراین، چون اوامر الهی و احکام و دستورات نبوی، مبری از هرگونه انحراف و نادرستی است (به علت کمال محض ذات خداوند و مقام عصمت رسول خدا)، و حق محض می­باشد، لذا نه تنها مؤمنین مأمور به اطاعت همه جانبه از آن می­باشند، بلکه در برابر آن حتی نباید فکر مخالفت بکنند و یا از حکم خدا و رسول احساس ناخشنودی نمایند؛ بدان معنا که وقتی خداوند و رسول اکرم درباره چیزی، حکمی نمودند، دیگر در آن زمینه، اراده مؤمنین، خواسته­ها، علائق و تمایلات نفسانی آنان جایی برای بروز و ظهور نخواهد داشت و حکم الهی و فرامین نبوی، نسبت به اراده، خواسته­ها و تمایلات درونی آدمی، مقدم‌تر و برای اجرا گشتن، سزاوارتر می­باشد؛ چرا که قطعاً و به طور یقین آدمی را به صراط مستقیم و حق مطلق راهنمایی می­سازد و از پیمودن مسیر باطل باز می­دارد. مفهوم اولویت خداوند و رسول او بر مؤمنین نسبت به جانهایشان نیز همین است.
51- مدارک اهل تسنن: صحیح ابن ماجه، باب فضائل اصحاب رسول خدا، باب فضائل علی بن ابیطالب، جلد 1، صفحه 43، حدیث 116 – مسند احمد، جلد 4، صفحه 281 (ألستم تعلمون أّنی أولی بالمؤمنین من أنفسهم) –مستدرک صحیحین، جلد 3، صفحه 110 – ذهبی در تاریخ الاسلام، قسمت عهد خلفا، صفحات 628 و 631 و 632 (با اندکی اختلاف در لفظ) – البدایة و النهایة، جلد 7، صفحه 386 – مجمع الزوائد، جلد 9، صفحه 104.
مدارک شیعه: ارشاد، صفحه 94 (با اندکی اختلاف در عبارت) (ألست أولی بکم منکم بأنفسکم) – إعلام الوری، صفحه 139 (با اندکی اختلاف در عبارت) – خصال، جلد 1، صفحه 311 – تلخیص الشافی، جلد 2، صفحه 167 (ألست أولی بکم منکم بأنفسکم) – أمالی شیخ طوسی، صفحه 247 (ألست أولی بالمؤمنین من أنفسهم).
52- مدارک اهل تسنن: صحیح ابن ماجه، باب فضائل اصحاب رسول خدا، باب فضائل علی بن ابیطالب، جلد 1، صفحه 43، (حدیث شماره 116) – مسند احمد، جلد 4، صفحه 281 و... – تاریخ اسلام ذهبی، قسمت عهد خلفا، صفحه 632 – البدایة و النهایة، جلد 7، صفحه 386 – فرائد السمطین، باب 13 – خطیب بغدادی در تاریخش، جلد 8، صفحه 290 (ألست ولیّ المؤمنین؟ قالوا بلی) – مناقب خوارزمی، صفحه 94.
مدارک شیعه: ارشاد، صفحه 94 – خصال، جلد 1، صفحه 311 – تلخیص الشافی، جلد 2، صفحه 167 – امالی شیخ طوسی، صفحه 247.
53- مدارک اهل تسنن: مستدرک صحیحین، جلد 3، صفحه 109 (إنّ الله عزّوجلّ مولای و أنا مولی کلّ مؤمن) – البدایة و النهایة، جلد 7، صفحه 386.
مدارک شیعه: کمال الدین، جلد 1، صفحه 276 (با اندکی اختلاف در سیاق عبارت) – غیبة نعمانی، صفحه 69 – کشف الغمه، جلد 1، صفحه 318 (أن الله مولای و أنا مولی المؤمنین).
54- مدارک اهل تسنن: صحیح ترمذی جلد 5، باب 20 (باب مناقب علی بن ابیطالب)، صفحه 633، حدیث شماره 3713 – صحیح ابن ماجه، باب فضائل اصحاب رسول خدا، باب فضائل علی بن ابیطالب، جلد 1، صفحه 43، (حدیث شماره 116) (فهذا ولیّ من أنا مولاه) و جلد 1 صفحه 45 (حدیث شماره 121) – مسند احمد، جلد 4، صفحه 372 و 281 و... – مستدرک صحیحین، جلد 3، صفحه 110 و 109 – خصائص نسائی، صفحه 22 – ابن اثیر در کتاب نهایه، جلد 5، صفحه 228 – تاریخ ابن کثیر، جلد 12، صفحه 219 – صواعق المحرقه، باب 9، حدیث 4، صفحه 122 – بخاری در تاریخ الکبیر، جلد 1، قسم 1، صفحه 375 – التنبیه و الإشراف، صفحه 221 (با این اختلاف که مسعودی واقعه غدیر را پس از بازگشت از صلح حدیبیه نقل می­کند.)
مدارک شیعه: اصول کافی، جلد 1، صفحه 295 و 294 و جلد 8، صفحه 27 – ارشاد، صفحه 94 – وسائل الشیعه، جلد 5، صفحه 58 – إعلام الوری، صفحه 139 – تلخیص الشافی، جلد 2، صفحه 167– أمالی شیخ طوسی، صفحه 227 و 247 و...
55- مدارک اهل تسنن: تاریخ مدینة دمشق، جلد 42، صفحه 229 و 228 - تذکرة خواص الامة، صفحه 29.
مدارک شیعه: اصول کافی، جلد 1 صفحه 295 و 294 – أمالی شیخ طوسی، صفحه 247 – کشف الغمّه، جلد 1، صفحه 50.
56- مدارک اهل تسنن: صحیح ابن ماجه، باب فضائل اصحاب رسول خدا، باب فضائل علی بن ابیطالب، جلد 1، صفحه 43، (حدیث شماره 116) – مستدرک صحیحین، جلد 3، صفحه 109 – مسند احمد، جلد 1، صفحه 148و 149 – مسند احمد، جلد 4، صفحه 281 و 372 و 373 و... – البدایة و النهایة، جلد 7، صفحه 386، صواعق المحرقة، باب 9، صفحه 122 (حدیث شماره 4) – خصائص نسائی، صفحه 21 و 23 و...
مدارک شیعه: اصول کافی، جلد 1، صفحه 295 و 294 – ارشاد، صفحه 94 – أمالی شیخ طوسی، صفحه 254 و 332 – تلخیص الشافی، جلد 2، صفحه 167.
57- مدارک اهل تسنن: مسند احمد، جلد 1، صفحه 118 و 119 – شواهد التنزیل، جلد 1، صفحه 157 – مجمع الزوائد، جلد 9، صفحه 105.
مدارک شیعه: ارشاد، صفحه 94 – خصال، جلد 1، صفحه 66 و جلد 2، صفحه 479 – تلخیص الشافی، جلد 2، صفحه 167.
58- مدارک شیعه: اصول کافی، جلد 1، صفحه 289 – کشف الغمّه، جلد 1، صفحه 50.
59- قسمتی از آیه 3 سوره مائده: "... امروزست که دین شما را کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و دین اسلام را برای شما پسندیدم..."، به غیر از مفسّرینی که نام برخی از آنان در پاورقی شماره 21 ذکر شد و شأن نزول این فراز از آیه را واقعه غدیر دانسته­اند، مورخین و محدثین گوناگونی نیز شأن نزول این فراز آیه 3 سوره مائده را واقعه غدیر برشمرده­اند که به عنوان نمونه در میان مورخین و محدثین اهل سنت می‌‌توان به ابن عساکر در کتاب تاریخ مدینه دمشق اشاره نمود. تاریخ مدینه دمشق، جلد 42، صفحه 234 و 233(3 حدیث از ابوهریره) و صفحه 237 (1حدیث از ابو سعید خدری).
60- مدارک اهل تسنن: شواهد التنزیل، جلد 1، صفحه 158 و 157 – مناقب خوارزمی، صفحه 80.
مدارک شیعه: کمال الدین، جلد 1، صفحه 277 (الله اکبر بتمام النّعمة و کمال نبوّتی و دین الله عزّ و جلّ و ولایة علی بعدی).
61- مدارک اهل تسنن: مسند احمد، جلد 4، صفحه 281 – تاریخ اسلام ذهبی، قسمت عهد خلفا، صفحه 633 (أصبحت و أمسیت مولی کلّ مؤمن و مؤمنة) – ابن اثیر در نهایة، جلد 5، صفحه 228 – تاریخ بغداد، جلد 8، صفحه 290 (بخ بخ یا بن ابیطالب، أصبحت مولای و مولا کلّ مسلم) – البدایة و النهایة، جلد 7، صفحه 386 (هنیئاً لک یابن ابیطالب، أصبحت الیوم ولیّ کلّ مؤمن) – خطیب خوارزمی در مناقب، صفحه 94 – کنزالعمال، جلد 13، صفحه 134 (هنیئاً لک یابن ابیطالب، أصبحت و أمسیت مولی کلّ مؤمن و مؤمنة).
مدارک شیعه: ارشاد، صفحه 94 – إعلام الوری، صفحه 139 – کشف الیقین، صفحه 250.
62- ینادیهم یـوم الغدیـر نبیّهم / بـخـم فأسـمـع بالـرسول منادیـاً
و قال من مولاکم و ولیّکم؟ / فقالوا و لم یبدوا هناک الـتعادیـا
إلهـک مـولانـا و انـت ولیّنا / و لن تجدنّ منا لک الیوم عاصیاً
فقال له قم یا علی فإنّنی / رضیتک من بعدی اماماً و هادیا
63- مدارک اهل تسنن: تذکرة خواص الامة، صفحه 33 – مناقب خوارزمی صفحه 81 و 80 – فرائد السمطین، جلد 1، سمط 1، باب 12، حدیث 40 و 39، صفحه 75 و 74 و 73 – کفایة الطالب، صفحه 64.
مدارک شیعه: ارشاد، صفحه 95 و 94 – إعلام الوری، صفحه 140 و 139 – أمالی صدوق، صفحه 460 (مجلس 84) – خصائص الائمة، صفحه 42.
موضوع: مذهبی،

جستجو در وبلاگ
درباره من
لینک های مفید
فروشگاه مجله و کتاب الکترونیکی کیوسک 724
گالری والپیپر و عکس پس زمینه والپیپرهای ایرانی
قالب های حرفه ای وبلاگ
مجله تفریحی سرگرمی جزیره نشین
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :