تبلیغات
برگزیده های وب - حضرت امیر المومنین علی علیه السلام از زبان نهج البلاغه
نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 30 مرداد 90 ساعت 20 و 06 دقیقه و 46 ثانیه
ولادت

من بر فطرت توحید تولّد یافته‏ام و در ایمان و هجرت از همه پیش قدم‏تر بوده‏ام. (ترجمه خطبه 57) 

در کودکی

من در خردسالى، بزرگان عرب را به خاك افكندم، و شجاعان دو قبیله معروف «ربیعه» و «مضر» را در هم شكستم.

شما موقعیّت مرا نسبت به رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم در خویشاوندى نزدیك، در مقام و منزلت ویژه مى‏دانید، پیامبر مرا در اتاق خویش مى‏نشاند، در حالى كه كودك بودم مرا در آغوش خود مى‏گرفت، و در بستر مخصوص خود مى‏خوابانید، بدنش را به بدن من مى‏چسباند، و بوى پاكیزه خود را به من مى‏بویاند، و گاهى غذایى را لقمه لقمه در دهانم مى‏گذارد، هرگز دروغى در گفتار من، و اشتباهى در كردارم نیافت. ... و من همواره با پیامبر بودم چونان فرزند كه همواره با مادر است. (ترجمه خطبه 192) 


در آن روزها، در هیچ خانه اسلام راه نیافت جز خانه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم كه خدیجه هم در آن بود و من سوّمین آنان بودم. من نور وحى و رسالت را مى‏دیدم، و بوى نبوّت را مى‏بوییدم من هنگامى كه وحى بر پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرود مى‏آمد، ناله شیطان را شنیدم، گفتم اى رسول خدا، این ناله كیست گفت: شیطان است كه از پرستش خویش مأیوس گردید و فرمود: «على تو آنچه را من مى‏شنوم، مى‏شنوى، و آنچه را كه من مى‏بینم، مى‏بینى، جز اینكه تو پیامبر نیستى، بلكه وزیر من بوده و به راه خیر مى‏روى» (ترجمه خطبه 192) 

اولین مؤمن

به خدا سوگند! من نخستین کسی هستم که پیامبر را تصدیق کردم، و هرگز اول کسی نخواهم بود که او را تکذیب کنم. )ترجمه خطبه 37 )

یار غار پیامبر

پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم هر روز نشانه تازه‏اى از اخلاق نیكو را برایم آشكار مى‏فرمود، و به من فرمان مى‏داد كه به او اقتداء نمایم. پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم چند ماه از سال را در غار حراء مى‏گذراند، تنها من او را مشاهده مى‏كردم، و كسى جز من او را نمى‏دید. (ترجمه خطبه 192) 

گل بی‏خار

کسی نمی‏توانست عیبی در من بیابد، و سخن‏چینی جای عیبجویی در من نمی‏یافت. )ترجمه خطبه37)

خزانه‏دار علوم و معارف

مردم ما اهل بیت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم چونان پیراهن تن او، و یاران راستین او، و خزانه‏داران علوم و معارف وحى، و درهاى ورود به آن معارف، مى‏باشیم، كه جز از در، هیچ كس به خانه‏ها وارد نخواهد شد، و هر كس از غیر در وارد شود، دزد نامیده مى‏شود. (ترجمه خطبه54)

فاتح وادی یقین 

از روزى كه حق به من نشان داده شد، هرگز در آن شك و تردید نكردم كناره گیرى من چونان حضرت موسى علیه السّلام برابر ساحران است كه بر خویش بیمناك نبود. ترس او براى این بود كه مبادا جاهلان پیروز شده و دولت گمراهان حاكم گردد. امروز ما و شما بر سر دو راهى حق و باطل قرار داریم، آن كس كه به وجود آب اطمینان دارد تشنه نمى‏ماند. )ترجمه خطبه 4)

جانفشانی در رکاب پیامبر 

در ركاب پیامبر خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بودیم و با پدران و فرزندان و برادران و عموهاى خود جنگ مى‏كردیم، كه این مبارزه برایمان و تسلیم ما مى‏افزود، و ما را در جادّه وسیع حقّ و صبر و برد بارى برابر ناگواریها و جهاد و كوشش برابر دشمن، ثابت قدم مى‏ساخت. گاهى یك نفر از ما و دیگرى از دشمنان ما، مانند دو پهلوان نبرد مى‏كردند، و هر كدام مى‏خواست كار دیگرى را بسازد و جام مرگ را به دیگرى بنوشاند، گاهى ما بر دشمن پیروز مى‏شدیم و زمانى دشمن بر ما غلبه مى‏كرد. پس آنگاه كه خدا، راستى و اخلاص ما را دید، خوارى و ذلّت را بر دشمنان ما نازل و پیروزى را به ما عنایت فرمود، تا آنجا كه اسلام استحكام یافته فراگیر شد و در سرزمین‏هاى پهناورى نفوذ كرد. (ترجمه خطبه 56) 

مبارز راه آزادی 

من براى وا داشتن شما به راه‏هاى حق، كه در میان جادّه‏هاى گمراه كننده بود، به پاخاستم در حالى كه سر گردان بودید و راهنمایى نداشتید تشنه كام هر چه زمین را مى‏كندید قطره آبى نمى‏یافتید. امروز زبان بسته را به سخن مى‏آورم. دور باد رأى كسى كه با من مخالفت كند. )ترجمه خطبه4)

سعادت‏‏بخش بشر   

شما مردم به وسیله ما، از تاریكى‏هاى جهالت نجات یافته و هدایت شدید، و به كمك ما، به اوج ترقّى رسیدید. صبح سعادت شما با نور ما درخشید. قلبى كه از ترس خدا لرزان است، همواره پایدار و با اطمینان باد. )ترجمه خطبه 4)

مرد عمل نه اهل شعار 

آنگاه که همه از ترس سست ‏شده، کنار کشیدند، من قیام کردم، و آن هنگام که همه خود را پنهان کردند من آشکارا به میدان آمدم، و آن زمان که همه لب فرو بستند، من سخن گفتم، و آن وقت که همه باز ایستادند من با راهنمایی نور خدا به راه افتادم، در مقام حرف و شعار صدایم از همه آهسته‏تر بود اما در عمل برتر و پیشتاز بودم، زمام امور را به دست گرفتم، و جلوتر از همه پرواز کردم، و پاداش سبقت در فضیلتها را بردم. همانند کوهی که تندبادها آن را به حرکت درنمی‏آورد، و طوفانها آن را از جای برنمی‏کند.( ترجمه خطبه37) 

آیا شناختى كه بنى امیّه از روحیّات من دارند آنان را از عیب جویى بر من باز نمى‏دارد و آیا سوابق مبارزات من، نادان را بر سر جاى خود نمى‏نشاد كه به من تهمت نزنند؛ آنچه خدا آنان را بدان پند داد از بیان من رساتر است. من مارقین (از دین خارج شدگان) را با حجّت و برهان مغلوب مى‏كنم و دشمن ناكثین (پیمان شكنان) و تردید دارندگان در اسلام مى‏باشم، شبهات را باید در پرتو كتاب خدا، قرآن، شناخت و بندگان خدا به آنچه در دل دارند پاداش داده مى‏شوند. (ترجمه خطبه 75 )

غافلگیر نمى‏شوم 

به خدا سوگند از آگاهى لازمى برخوردارم و هرگز غافلگیر نمى‏شوم كه دشمنان ناگهان مرا محاصره كنند و با نیرنگ دستگیرم نمایند. (ترجمه خطبه 6) 

یاور مظلوم

خوارترین افراد نزد من عزیز است تا حق او را باز گردانم، و نیرومندها در نظر من پست و ناتوانند تا حق را از آنها باز ستانم. )ترجمه خطبه37)

امام

مردم در باره اهل بیت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم آیات كریمه قرآن نازل شد، آنان گنجینه‏هاى علوم خداوند رحمانند، اگر سخن گویند، راست گویند، و اگر سكوت كنند بر آنان پیشى نجویند. (ترجمه خطبه54)

در سوگ پیامبر

شكیبایى نیكوست جز در غم از دست دادنت، و بى‏تابى ناپسند است جز در اندوه مرگ تو، مصیبت تو بزرگ، و مصیبت‏هاى پیش از تو و پس از تو ناچیزند. (ترجمه حكمت 292) 

خلیفه

پس از وفات پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم و بى وفایى یاران، به اطراف خود نگاه كرده یاورى جز اهل بیت خود ندیدم، «كه اگر مرا یارى كنند، كشته خواهند شد» پس به مرگ آنان رضایت ندادم. چشم پر از خار و خاشاك را ناچار فرو به ستم، و با گلویى كه استخوان شكسته در آن گیر كرده بود جام تلخ حوادث را نوشیدم و خشم خویش فرو خوردم و بر نوشیدن جام تلخ‏تر از گیاه حنظل، شكیبایى نمودم. (ترجمه خطبه3)

همانا مى‏دانید كه سزاوارتر از دیگران به خلافت من هستم. سوگند به خدا به آنچه انجام داده‏اید گردن مى‏نهم، تا هنگامى كه اوضاع مسلمین رو براه باشد، و از هم نپاشد، و جز من به دیگرى ستم نشود، و پاداش این گذشت و سكوت و فضیلت را از خدا انتظار دارم، و از آن همه زر و زیورى كه به دنبال آن حركت مى‏كنید، پرهیز مى‏كنم. (ترجمه خطبه 74)

گوش به فرمان پیامبر

در کار خود اندیشیدم دیدم پیش از بیعت، پیمان اطاعت و پیروی از سفارش رسول خدا (ص) را برعهده دارم، که از من برای دیگری پیمان گرفت. پیامبر (ص) فرمود: «اگر در امر حکومت کار به جدال و خونریزی کشانده شود، سکوت کن!» )ترجمه خطبه37)

پیشوای مؤمنان

من پیشواى مؤمنان، و مال، پیشواى تبهكاران است. (حكمت 316) 

دلیلی بر ضد من نیست

مردم عذر خواهى كنید از كسى كه دلیلى بر ضدّ او ندارید، و آن كس من مى‏باشم، مگر من در میان شما بر اساس «ثقل اكبر» كه قرآن است عمل نكردم و ثقل اصغر «عترت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم» را در میان شما باقى نگذاردم مگر من پرچم ایمان را در بین شما استوار نساختم و از حدود و مرز حلال و حرام آگاهیتان ندادم مگر پیراهن عافیت را با عدل خود به اندام شما نپوشاندم و نیكى‏ها را با اعمال و گفتار خود در میان شما رواج ندادم و ملكات اخلاق انسانى را به شما نشان ندادم پس وهم و گمان خود را در آنجا كه چشم دل ژرفاى آن را مشاهده نمى‏كند، و فكرتان توانایى تاختن در آن راه ندارد، به كار نگیرید. (ترجمه خطبه 88)

جدی و مرگ اندیش 

آگاه باشید به خدا سوگند كه یاد مرگ مرا از شوخى و كارهاى بیهوده باز مى‏دارد، ولى عمرو عاص را فراموشى آخرت از سخن حق باز داشته است، با معاویه بیعت نكرد مگر بدان شرط كه به او پاداش دهد، و در برابر ترك دین خویش، رشوه‏اى تسلیم او كند. (ترجمه خطبه 84) 

مظلوم 

پس سوگند به خدا، من همواره از حق خویش محروم ماندم، و از هنگام وفات پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم تا امروز حق مرا از من باز داشته و به دیگرى اختصاص دادند. (ترجمه خطبه 6)

در سوگ شهادت فاطمه 

سلام بر تو اى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، سلامى از طرف من و دخترت كه هم اكنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسیده است‏. 

اى پیامبر خدا، صبر و بردبارى من با از دست دادن فاطمه علیها السّلام كم شده، و توان خویشتندارى ندارم امّا براى من كه سختى جدایى تو را دیده، و سنگینى مصیبت تو را كشیدم، شكیبایى ممكن است. این من بودم كه با دست خود تو را در میان قبر نهادم، و هنگام رحلت، جان گرامى تو میان سینه و گردنم پرواز كرد «پس همه ما از خداییم و به خدا باز مى‏گردیم». پس امانتى كه به من سپرده بودى برگردانده شد، و به صاحبش رسید، از این پس اندوه من جاودانه، و شبهایم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه خدا خانه زندگى تو را براى من برگزیند. به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه علیها السّلام بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گیر، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و یاد تو فراموش نگشته است. سلام من به هر دوى شما، سلام وداع كننده‏اى كه از روى خشنودى یا خسته دلى سلام نمى‏كند. اگر از خدمت تو باز مى‏گردم از روى خستگى نیست، و اگر در كنار قبرت مى‏نشینم از بدگمانى بدانچه خدا صابران را وعده داده نمى‏باشد. (ترجمه خطبه 202 ) 

آماده ملاقات پروردگار

من از همسایگان شما بودم، كه چند روزى در كنار شما زیستم، و به زودى از من جز جسدى بى روح و ساكن پس از آن همه تلاش، و خاموش پس از آن همه گفتار، باقى نخواهد ماند، پس باید سكوت من، و بى حركت دست و پا و چشم‏ها و اندام من، مایه پند و اندرز شما گردد، كه از هر منطق رسایى و از هر سخن مؤثّرى عبرت انگیزتر است. وداع و خدا حافظى من با شما چونان جدایى كسى است كه آماده ملاقات پروردگار است، فردا ارزش ایّام زندگى مرا خواهید دید، و راز درونم را خواهید دانست. پس از آن كه جاى مرا خالى دیدید و دیگرى بر جاى من نشست، مرا خواهید شناخت. (ترجمه خطبه 149 ) 

خدا شما و مرا بیامرزد

من دیروز رهبر شما بودم و امروز مایه پند و عبرت شما هستم، و فردا از شما جدا خواهم شد، خدا شما و مرا بیامرزد. (ترجمه خطبه 149 ) 

پس از من

آگاه باشید پس از من مردى با گلوى گشاده، و شكمى بزرگ بر شما مسلّط خواهد شد، كه هر چه بیابد مى‏خورد، و تلاش مى‏كند آنچه ندارد به دست آورد او را بكشید ولى هرگز نمى‏توانید او را بكشید. آگاه باشید به زودى معاویه شما را به بیزارى و بدگویى من وادار مى‏كند، بدگویى را به هنگام اجبار دشمن اجازه مى‏دهم كه مایه بلندى درجات من و نجات شماست، امّا هرگز در دل از من بیزارى نجویید ... (ترجمه خطبه 57)

موضوع: مذهبی،

جستجو در وبلاگ
درباره من
لینک های مفید
فروشگاه مجله و کتاب الکترونیکی کیوسک 724
گالری والپیپر و عکس پس زمینه والپیپرهای ایرانی
قالب های حرفه ای وبلاگ
مجله تفریحی سرگرمی جزیره نشین
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :