تبلیغات
برگزیده های وب - مشروح سخنان آیت‌الله جوادی آملی در جمع اساتید و هنرجویان حوزه هنری
نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 22 مرداد 90 ساعت 17 و 03 دقیقه و 05 ثانیه
اگر هنر از خیال بالا نیامد مثل فوتبال و والیبال، بازی و سرگرم کننده است/ لفظ و مفهوم بازیگری باید از قلمرو هنر طرد شود.

گروه فرهنگی- هفته گذشته مرکز آموزشی تخصصی هنر اسلامی در حوزه هنری رسما افتتاح شد. خسرو زینال پور معاون آموزش و پژوهش حوزه هنری در مراسم افتتاحیه گفت: «حوزه هنری از آبان ماه سال گذشته تعداد محدودی هنرجوی سینما جذب کرده و آموزش داده اما در تیرماه امسال بیش از 300 هنرجو در سه رشته سینما، انیمیشن و بازی‌های رایانه ای جذب کرده است و اکنون این مرکز با تمام توان مشغول فعالیت در این زمینه است.»
 
اما در آستانه افتتاح این مرکز، جمعی از استادان و هنرجویان آن به همراه مدیران حوزه هنری به دیدار آیت الله جوادی آملی رفتند كه این استاد حوزه علمیه قم نیز مانند دیداری که چندی قبل با مجیدی کارگردان سینمایی کودکی پیامبر(ص) داشت، سخنان مهمی در مورد مبانی هنر دینی و سینمای دینی طرح كرد.
 
در شب‌های ماه مبارك رمضان، بخش‌های کوتاهی از این سخنان، به‌صورت متناوب در برنامه افطاری شبکه چهار سینما "نشانی" پخش شده است. نظر به اهمیت این بیانات، مشروح آن در ادامه می آید:
 
از حیات بخشی هنر معقول تا خیال انگیزی هنر مختال
 
آیت الله عبدالله جوادی آملی در دیدار مدیران و هنرمندان حوزه هنری طی سخنانی درباره چگونگی هنر، گفت: هنرمند است كه تعیین می كند هنر چگونه باشد، اگر هنرمند عاقل باشد هنر را به عقل مداری تعریف می كند و اگر هنرمند به تعبیر قران كریم در حد خیال زندگی كند، هنر را خیال انگیز می داند.
 
وی با بیان این كه قران كریم انسان خیال زده و خیال باف را مختال می نامد، گفت: انسان خیال باف، خیال زده، خیال محور، خیال مدار هنر را خیال انگیز می داند. انسان عقل مدار، عقل محور، هنر را حیات بخش می داند، تفاوت میان حیات بخشی كه هنر معقول است و خیال انگیزی كه هنر مختالانه است مانند فرق بین هنر اسلامی و هنر غربی است: ان الله لا یحب کل مختال فخور.
 
آیت الله جوادی آملی با اشاره به این كه اگر هنر منشاء خیالی داشته باشد معنای آن را وهم تعریف می كنند، گفت: وهم معانی جزئی را درك می كند، خیال صورت ها را درك می كند، اگر ما معنای دشمنی بین گرگ و گوسفند را درك كرده ایم، قوه وهم ما عهده دار این معنا است و اگر صورت حمله گرگ به گوسفند را ترسیم می كنیم با قوه خیال سرو کار داریم و ترسیم صورت ها را خیال به عهده دارد و معانی را واهمه به عهده دارد.
 
جوادی آملی ادامه داد: به طور مثال قدرت درك، گر چه تمامش برای روح است، ولی ابزار مغزی دارد. یك گوشه مغز مربوط به ابزار درك صورت است و گوشه دیگری از مغز مربوط به ابزار درك حفظ است. به دلیل این كه ما می بینیم اگر این گوشه آسیب بیبیند شخص حافظه خودش را از دست می دهد و گوشه ی دیگر آسیب ببیند فهم را از دست می دهد.
 
اگر هنرمند از خیال بالا نیامد، مثل فوتبال و والیبال بازیگر و سرگرم کننده است
 
این مرجع تقلید تصریح کرد: بعضی ها "خوش فهم، ضعیف ضبط" هستند و بعضی ها "قوی ضبط، ضعیف درك" هستند، بعضی هر دو قوی اند و بعضی هر دو ضعیف هستند. وهم عهده دار معانی جزئی است و خیال عهده دار صورت های جزئی است. اگر هنرمند مختال بود آثار او خیال انگیز است و منشاء عقلی و دینی ندارد، می شود بازیگر و سرگرم كننده و محصولش همین سینماست كه وقتی افراد از آن بیرون می آیند از آنها بپرسند چه مطلب عمیق علمی نصیبتان شده می گویند هیچ، از سینما سازان و سینما گران هم اگر بپرسیم چه چیز فهمیده اند، می گویند هیچ و فقط سرگرم شدیم.
 
وی با بیان اینکه هنرمند مختال در توجیه آثار بدون مفهومش می گوید ما بازیگر سینمایم، عنوان کرد: بازیگر بودن یك مطلب است، علم و فن مطلب دیگر است، اگر اینها از محدوده خیال بالا آمدند از بازیگری بیرون می آیند وگرنه بازیگر نظیر فوتبال و والیبال و غیره هم بازی است.
 
هنرمند تا معنای عدالت را نفهمیده باشد نمی تواند آن را ترسیم کند
 
آیت الله جوادی آملی بالا آمدن از مرحله خیال انگیزی و خیال مداری را به شرط ورود به قلمرو عقل دانست و گفت: مطلب بعدی آن است كه هنر همانند سایر فنون است، ادیبی كه چیزی می نویسد یا چیزی می گوید، او اول می فهمد و بعد آن مفهوم عقلی خود را به صورت كتاب در می آورد.  یا كلیله و دمنه یا بوستان یا گلستان ، یا دیوان حافظ و غیره می شود. اگر او خیالات را به صورت غلط در آورد این خیال انگیز است و بازی است، اما اگر او مطالب عقلی را تنزل داد، كتاب حافظ، سعدی، مولانا، سنایی، دیوان نظامی می شود. این ها هم معقول را هنرمندانه محسوس كرده اند، منتها یكی نوشت، دیگری نگاشت، آن دیگری سخنرانی كرد،  سومی نقاشی كشید، چهارمی نمایش که از سابق بود، حالا كامل شد، شده سینما.
 
این مرجع تقلید افزود: كسی می خواهد معنای عدالت، عفاف، پاك دامنی را ترسیم كند، او خود این معانی را می فهمد، بعد از آنكه فهمید به حوزه خیال تنزل می دهد، بعد آنكه به حوزه خیال تنزل داد و از كمك گرفت، دست به كار می شود و صورت گری می كند. چند نفر هنرمند را استخدام می كند تا این ها به طور مثال سریال حضرت امیر را، یا سریال یوسف صدیق را، یا ملك سلیمان را به تصویر بكشند که آن هم در حد ناقصی است كه تبیین شده.
 
هنر و هنرمند، نظیر ادبیات و ادیب است، اگر مطالب عقلی را داشته باشد، مطالب عقلی را تنزل می دهد، اگر به طور مثال هنرمند، متنبی باشد می گوید باید به زبان عربی در بیاورم، به وزن و به شعر در بیاوردم و اثرش می شود دیوان متنبی، اگر مولوی بود می گوید باید این معارف را به فارسی بگویم و این مثنوی می شود. بنابراین فرقی ندارد كه در بین این رشته ها كسی بخواهد بنویسد یا بگوید یا بخواهد مجسمه سازی كند یا نقاشی بکشد یا بازی كند این تالار نقاشی شده محصول كار های عقلی است، بنابراین اگر هنرمند درس خوانده باشد و معانی عقلی را درك كرده باشد، آن خصوصیت را دارد كه معقول را متخیل و متخیل را محسوس كند مثل شعرایی كه حضور ادیبان و علما می رفتند و معارف را به صورت نظم و نثر در می آوردند.
 
گرگ تا در قفس است کسی را نمی‎درد، غربی‎ها هم وقتی به خاورمیانه آمدند آتش‎افروزی ‎کردند
 
مفسر قرآن کریم، آیت الله جوادی آملی با تاکید بر اینکه هنر نصیب هر كس نیست، گفت: ممكن است كسی آیین خطاطی را خوب بداند و تدریس كند، اما خودش خوش خط نباشد، یا آیین خوانندگی را بداند و به شاگرد بیاموزد اما خودش صدای خوبی نداشته باشد. این تحصیل نیست، البته اگر زمینه اش وجود داشته باشد با تحصیل می تواند به كمال برسد. ولی این تحصیل كسبی نیست این نظیر جمال است كه با مشاطه گری حاصل نمی شود. ممكن است كسی مجتهد باشد و زیر دستش شاگردان فراوانی به عنوان دستگاه قضا تربیت بشوند ولی خودش قدرت تصمیم گیری پرونده را نداشته باشد. هنر و مدیریت هنری نیز چیز دیگری است، بنابراین هنرمند اگر بخواهد از خیال زدگی نجات پیدا كند و عاقل باشد، از این راه امكان پذیر است كه خودش عالم باشد یا پیش عالمی برود و معارف توحید وحی نبوت و اخلاق و نظم و تفاوت های آنها را بیاموزد. زمانی که هنرمندان تفاوت بین اخلاق و نظم را نمی دانند، به كشور های غربی كه می روند می گویند چه اخلاق خوبی دارند در حالی كه نظم است که دیده اند نه اخلاق.
 
وی تصریح کرد: گرگ ها و درنده های باغ وحش هم در قفس همه منظم اند، اما وقتی از قفس بیرون می آیند همه را می درند، این ها هم وقتی در كشور خودشان هستند، كسی را نمی درند اما همین كه پایشان به خاور میانه باز شد همه چیز را به آتش می كشند. این را اخلاق نمی گویند. كسی كه در كشور خودش ظلم نمی كند ولی خاورمیانه را به آتش می كشد، مثل گرگی در باغ وحش است كه وقتی از قفس در می آید افغانستان و عراق را ترور می كند. بنابراین اخلاق و نظم متفاوتند.
 
این مرجع تقلید با بیان این که داشتن اخلاق، طهارت روح می طلبد، گفت: خوب اگر نظم طهارت روح می طلبد، چرا هر روز خاورمیانه را به آتش می كشید؟ فضیلت خلقی و خدا ترسی چیز دیگری است. بنابراین اول ما باید این معارف را خوب درك كنیم و باور كنیم و در مرحله بعد عمل كنیم و بعد آنها را منتشر كنیم. در انتشار اگر گوینده هستیم، سخنرانی كنیم، اگر نویسنده هستیم مقاله نویسی كنیم، اگر مجسمه ساز هستیم تجسیم كنیم آن بخشی را كه جایز است، نقاشی و مینیاتور می سازیم و اگر سینما گر هستیم با صورت گری خود را به آن صورت در بیاوریم و نشان دهیم.
 
لفظ و مفهم بازیگری را باید از هنر طرد کنند
 
آیت الله جوادی آملی تاکید کرد: تا آن معانی اول فهمیده نشود و بعد از فهم اعتقاد و بعد اخلاق و عمل نشود، به نشر نمی رسد. پس اگر آقایان بخواهند به لطف الهی هنر را دینی كنند، واژه بازی و بازیگری را باید از حوزه هنری و قلمرو هنری طرد بكنند، اینها بیگانه و نامحرمند، نه اینكه این واژه ها نامحرم باشند محصول این واژه ها بیگانه و نامحرم است. وقتی از حضور امام صادق (ع) سوال كردند كه امام بعد از شما چه كسی به امامت می رسد، فرمود: كسی كه اهل بازی نیست. بنابراین اولین شرط این است كه بازیگری لفظ و مفهومش از قلمرو حوزه هنری بیرون برود، بعد می شویم عاقل و معارف الهی را درك می كنیم و بعد معتقد می شویم.
 
وی با اشاره به این که در حال حاضر در كتابهای علمی بین عقل و عقیده تفاوت قائلیم، گفت: در منطق قضیه را اصطلاحا عقل می گویند که به منزله گره ای برای موضوع و محمول است. بعد از اینكه  بین موضوع و محمول گره خورد، عصاره این قضیه را با جان خود باید گره بزند كه بشود معتقد، اگر به جان خود گره زد  این می شود معتقد و مومن و از این به بعد می شود عالم با عمل. اما اگر فقط بین موضوع و محمول گره زد این عالم است دیگر معتقد نیست. عمل هم در آن نیست این می شود عالم غیر عامل در هنر دینی هم باید آن معارف به صورت قضیه مشخص بشود. هم عصاره اش با جان هنرمند گره بخورد كه این می شود معتقد هم در عمل به او وابسته و پیوسته باشد. مرحله بعد این است كه منتشر كند كه اگر بخواهد هنر دینی باشد وگرنه می شود واعظ غیر متعظ. آن سخنران و سخنگوی و سخن خوان بی اثر كه یك چیز نوشته شده ای را می خواند، تفاوتی نمی كند، حرف هیچ كدام را مردم گوش نمی دهند، حرفی را گوش می دهند كه از دل برخیزد و این هم قرار دادی نیست.
 
برخی از عقلا گفته اند اگر الان پیغمبری می آمد با دوربین می آمد!
 
جوادی آملی با بیان اینکه حوزه هنری مسئولیت مهمی دارد، گفت: عصر، عصر هنر است. برخی از عقلا گفته اند اگر الان پیغمبری می آمد با دوربین می آمد. حالا كه این عصر، عصر هنر است و این نعمت را خدا به بعضی ها داده است، مسئولیت هم می خواهد. سهروردی می گوید كسی كه نگاه و رفتار و گفتارش در شما اثر نمی كند، سخنرانی و سخن دانی اش را دور بیندازید. كسی كه دیدارش آدم را تكان نمی دهد، سخنرانی اش چه اثر دارد، عالم كسی است كه وقتی آدم او را می بیند یاد خدا بیفتد، هنرمند هم همینطور است.
 
آیت الله جوادی آملی گفت: حالا كه بنا شد انسان معقول را متخیل را محسوس كند، باید این معقول را از كتاب و سنت بگیرد، اگر عقل و عفاف و احسان و تواضع و ادب را بگیرد، خوب به طور مثال عباس عموی پیغمبر بود از پیغمبر (ص) بزرگتر است از او سوال كردند شما بزرگترید یا پیغمبر، گفت او بزرگتر است اما سن من بیشتر است. این را ادب می گویند و همان هنر در گفتن و هنر در نوشتن، هنر در تجسیم است.
 
آیا جایز است کسی که اهل نماز نیست نقش ابالفضل(ع) رابازی کند؟
 
این مرجع تقلید با اشاره به اینکه در حال حاضر بحث در این است كه صورت مبارك حضرت ابوالفضل(ع) را نشان بدهند یا نه، گفت: نمی دانم شما در كودكی تعزیه ها را دیده اید یا نه، یك امامی وجود داشت، یك قمر بنی هاشمی، یك موافق و مخالفی و همه این بازیگران تعزیه اهل نماز شب بودند. یك كسی به نام سید الشهدا در می آمد، یكی به نام قمر بنی هاشم در می آمد و اهل تهجد بودند و دعای آنها اثر داشت. اما الان یك بازیگری كه اهل نماز نیست، نقش حضرت ابوالفضل(ع) را بازی می كند و آیا ما باید بگوییم این هم جایز است؟ اینها خیلی فرق می كند، كسی كه مقید نیست و سه چهار هفته باید با گریم باشد. برای وضو گرفتن هم مقید نیست. بنابراین نمی شود از راه حرام دین را منتشر كرد. امام حسین فرمودند هرگز هدف وسیله را توجیه نمی كند. امام فرمود كه اگر كسی می خواهد به مقصد برسد، منتهی با وسیله حرام این شدنی نیست و اگر كسی بخواهد از راه حرام به مقصد برسد، این شخص زود تر از دیگران به چاه می افتد. شما می خواهید هنرمندانه جریان عاشورا را تعریف كنید؟ مگر می شود از جای حرام به مقصد رسید مگر می شود با بی نمازی و بدون تطهیر جریان حضرت یوسف را نشان داد؟
 
وی ادامه داد: صاحب عقد الفرید در کتابش آورده است، از یکی از علمای بزرگ سوال كردند كه چطور حرف شما در جامعه اثر دارد، ولی حرف دیگران كم اثر است؟ او  در جواب گفت ای پسر شما دیده اید در مراسم سوگ و ماتم  اگر كه جوانی مرده باشد، در مجالس مردانه گریه كمتر از مجالس زنانه است، معمولا در این جور مجالس یك زن نوحه خوانی را می آورند تا نوحه سرایی كند، او وقتی نوحه سرایی می كند كسانی كه برای عرض تسلیت آمده اند خیلی گریه نمی كنند اما مادر داغدیده همین كه دهن باز می كند و وصف پسرش را می گوید همه اشك می ریزند. اگر می بینی فلان عالم حرفش اثر دارد، به این دلیل است كه داغ دیده، دیگران اجیرند اگر كسی خودش عقیده مند باشد بر هر دو اثر می گذارد، در غیر این صورت بازی است چه به نام دین و چه به نام غیر دین.
 
وی افزود: ابن عربی می گوید سر پیشرفت هنر در مسیحیت آن است كه این ها جریان تمثل فرشته به صورت یك انسان را الگو قرار دادند و از او خیلی مایه ها گرفتند. این است كه خداوند در جریان بارداری مریم(ص) فرمود این معقول بود كه متمثل شد. چون در دینشان چنین صحنه ای مطرح است اینها همین را گرفتند و بعد به سراغ تجسیم و ترسیم و نقاشی رفتند، شما شاید در ایتالیا و امثال آن به مراكز مسیحیت رفته باشید و هنر ها را دیده باشید كه به چه صورت بهشت و جهنم را در آورده اند. خوب ما همین را داشته ایم كه وجود مبارك حضرت جبرئیل به صورت مرد زیبایی تمثیل پیدا كرد. این تمثل بود، ولی نگذاشتند به این طرف برویم.
 
آیت الله جوادی آملی با تاکید بر این که اگر مسیحیت فردی مانند امام خمینی (ره) را داشت، ما راحت بودیم، عنوان کرد: الان بسیاری از كشور های دست دوم و سوم متاسفانه منتظرند ببینند غرب چه خبر است. تنها مشكل غرب این است كه امام ندارند، امام در اینجا بین اسلام امریكایی و اسلام ناب فرق گذاشته است. اگر در غرب و مسیحیت نیز امامی پیدا بشود و بین مسیحیت امریكایی و مسیحیت ناب عیسوی تفكیك قائل بشود آن وقت معلوم می شود كه مسیحیت چگونه تبشیر كرده كه به وجود مبارك پیغمبر می آید. او فهمیده كه پیغمبر كیست . الان تمام مشكل مسیحیت كه برای خودشان است و سر ریز مشكلات دامن گیر ما هم شده این است كه امام ندارند. لذا آنچه در غرب است مسیحیت امریكایی است نه مسیحیت ناب عیسوی.
 
جوادی آملی با بیان سخنی از حضرت مسیح مبنی بر اینکه اگر زخم خورده ای در گوشه ای باشد و كسی برای درمان آن نرود، او شریك جرم است ، اظهار کرد: الان تمام زخم زدن ها برای مسیحیت است، نه تنها به بالین مجروح نمی روند بلكه مجروح هم می كنند. ما تنها مشكلمان این است كه از مسیحیتی الگو می گیریم كه مسیحیت آمریكایی است، اگر امامی بین اینها پیدا بشود كه مسیحیت عیسوی را از مسیحیت امریكایی جدا بكند هم آنها و هم ما راحت می شویم.
 
این مرجع تقلید گفت: شما بزرگواران یك سر و گردن بزرگتر از دیگرانید و بفهمید كه می توانید كاری انجام دهید كه انها را برگردانید چون الان می بینید كه شهدا، بسیجیان و سپاهیان ما در انقلاب اسلامی كاری كردند كه خاور میانه را شورانده اند، ولو بعد از سی سال این کار اثر كند. شما هیچ فكر می كردید كه مصر و تونس و یمن  و همه جا به یك دفعه به صدا در بیاید؟ همه ابر قدرت ها می خواهند این حرکت را جمع كنند اما نمی توانند. این محصول انقلاب اسلامی و شهداست و منتهی بعد از سی سال نتیجه داده است.
 
وی با تاکید بر اینکه مرگ پوسیدن نیست، گفت: مرگ از پوست به در آمدن است و پوست آدم را می كنند چون وقتی انسان از پوست به در آمد و زنده است می گویند چه كردی؟ چه آوردی؟ با بیت المال و عمر چه كردی؟ اگر چنانچه باورمان شد كه مرگ از پوست به در آمدن است باید یك جواب نقدی  داشته باشیم ، اولین سوالی که از آدم می پرسند این است كه عمر را كجا صرف كردید و ما هم می توانیم پاسخ دهیم چون مبانی فراوان داریم.
 
آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه مطالب عقلی، فلسفی و عرفانی ابتدای سخنانش را از صدا و سیما و سینما و سازمان تبلیغات و حوزه هنری و دیگر نهاد ها انتظار ندارد، گفت: آن سخنان مربوط به خواص است و در میان چند میلیون، چند نفر پیدا می شوند كه به اوج قله فكر می كنند  و اما آن طور كه مربوط به اصلاح  جامعه است، این از صدا و سیما و سینما و سازمان تبلیغات و حوزه هنری و دیگر نهاد ها مقدور است. این هم از حوزویان و هم از دانشگاهیان مقدور است كه انسان پاك باشند و طهارت را ترویج كنند، نه رومیزی و نه زیرمیزی بگیرند و بدانند كه این رشوه سم است و این سم را می تواند به تصویر بكشد.
 
وی ادامه داد: یك وقت است كه می گویند رشوه حرام است، این كار فقهی است و اخلاقی نیست و هنر فقه را نشان نمی دهد بلکه اخلاق را نشان می دهد. اخلاق می گوید این رشوه چه زیر میزی چه رو میزی سم است، این سم را انسان می تواند اینگونه نشان بدهد كه كسی رشوه ای گرفته و این رشوه را به صورت غذا خورده و بعد بالا آورده، بعد هم به طبیب مراجعه كرده، طبیب روحانی گفته سم خورده ای بالا آوردی.
 
این مرجع تقلید افزود: یك وقت است می گویند رشوه حرام است، که كار فقهی است. یك وقت کار اخلاقی است كه دقیق تر از فقه است. اخلاق غیر از موعظه و منبر رفتن  و سخنرانی است. اخلاق این است كه ثابت بشود روح مجرد است و شئون فراوانی دارد.  كدام مجرد تام است، كدام نیمه مجردند و بین شأن علمی و عملی چه فرقی است.
 
جوادی آملی گفت: در نهج البلاغه آمده است که حضرت امیر وقتی كسی حلوای شیرینی به عنوان رشوه آورد و پرونده ای نزد حضرت داشت، حضرت گفت اگر قصدت صدقه و صله است بر ما حرام است و اگر قصد دیگری داری این كه تو آورده ای مثل این است كه مار غذایی بخورد، بعد بالا بیاورد، بعد بالا آورده این مار را كسی حلوا درست كند به دیگری بدهد و كدام انسان عاقلی است كه آن را بخورد؟   حضرت امیر كه مانند شعرا نبود كه سخنش اغراق انگیز و مبالغه آمیز باشد، این نظیر وحی قرآنی است. مفاسد اقتصادی که می گویند همین گونه است، این را هنرمند می تواند بفهمد، باور كند و در درون خود پیاده كند و این هنر اسلامی می شود.
 
وی با تاکید بر اینکه هم می توان از هنر بهره صحیح برد، هم بهره غلط، گفت: كارد را می توان هم برای آشپزخانه و هم برای آدم كشی به كار برد. اگر هنر دست هنرمند دینی باشد حداكثر بهره را می برد. قصه عمرو بن مهدی كرم معروف است، عمرو بن مهد كرم از سلحشوران به نام عرب بود که شمشیر تند و تیزی داشت به نام صمصامه كه این صمصامه زبان زد خیلی ها بود. یكی از خلفا در نامه ای صمصامه را خواست و عمرو بن مهدی كرم هم طبق احترام شمشیر تند و تیز را برای خلیفه فرستاد، خلیفه شمشیر را در چند جا آزمایش كرد، دید شمشیر تند و تیزی معروف را ندارد. نامه نوشت برای عمرو بن مهدی كرم كه این شمشیر خیلی تند و تیز نیست. او در جواب نامه نوشت من شمشیر فرستادم بازو كه نفرستادم.
 
سینمای کشورمان بازوی اسلامی می خواهد
 
این مرجع تقلید با بیان این که سینمای کشورمان بازو می خواهد و بازویش بازوی اسلامی است، گفت: اگر سینما دست متدینین اسلام باشد، حداكثر استفاده را از آن می كنند وگرنه بازی می شود. بنابراین انسان از عنوان سینما و هنر، پرهیزی ندارد. اینها ابزار كار است تا به دست چه کسی باشد.
 
وی افزود: جریان حضرت امیر و حضرت یوسف كه در تلویزیون نشان داده شد، اینها الفبای ولایت حضرت امیر است، این علی ابن ابی طالب كه دست برادر را داغ كرد، ماجرایی است كه در روضه خوانی ها هم آمده است، ولی در سریال نبود.
 
هنرمند نمی خواهد خود و جامعه را سرگرم کند
 
جوادی آملی با اشاره به این که اگر هنرمند عاقل باشد هرگز هنر را خیال انگیز نمی داند، گفت: اگر هنرمند عاقل باشد هنر را عقل مدار می داند و به رهبری عقل و خیال حركت می كند. و این می شود حیات طیب معقول. مطلب دیگر اینكه انسان باید معارف را بفهمد و بعدباور كند و بعد متخلق بشود و بعد منتشر كند. صحبت از بازی و بازیگری نیست، سخن از لهو و لعب و سرگرمی نیست، هنرمند نمی خواهد خود و جامعه را سرگرم كند. امروز هنر كار یكی از بخش های مهم ادبیات را می كند، كار شعر و مقاله را می كند و اگر كارش از اینها بیشتر نباشد كمتر نیست. همان طور كه كتاب نویسی و همایش و سخنرانی موثر است، هنر و سینما هم موثر است.
 
آیت الله جوادی آملی سر تاثیر گذاری هنر را سر و كار داشتن با چند حس آدمی دانست و گفت: منتهی فیلم نامه نویس باید ادبیات خوبی داشته باشد و كلمات خوبی را انتخاب كند و هر لفظی را به كار نگیرد و افرادی كه دوبله می كنند این مطالب را خوب ادا كنند و هنرمند با حركات خود چشم مخاطب را پر كند و مطالب عمیقی كه به وسیله چشم و گوش تعبیر شد، قوه عاقله او را ارضاء می كند.
 
در فیلمنامه باید از كلماتی كه می تواند مایه روایی و قرآنی داشته باشد بهره برداری كند
 
وی ادامه داد: وقتی گوش و چشم و سایر حواس و عاقله هم لذت می برد، تاثیر را هم به همراه دارد. بنابراین از نوشتن كلمات سست در فیلمنامه نویسی جدا باید پرهیز شود و از كلماتی كه می تواند مایه روایی و قرآنی داشته باشد جدا باید بهره برداری كند. آن وقت این هنر چون مجموعه چشم و گوش را تصاحب كرده دیگر به خیال مجال میدان داری نمی دهد و فورا عاقله را از بالا دعوت می كند و چشم و گوش را به وسیله خود عقل تحمیل می كند. این خیال هم این وسط ناچار است تبعیت بكند و وقتی شخص از پای تلویزیون برخاست، تصمیم می گیرد انسان وارسته ای باشد و این كار شدنی است.
 
این مرجع تقلید با بیان اینکه غربی ها منتظرند ببینند اسلام چه دارد گفت: اگر بخواهند بگویند با مردن می پوسیم، می بینند از درون پذیرفته نیست و انسان خواهان ابدیت است. بخواهند بگویند با این شبكه های ماهواره ای وقت می گذرانیم، باز درون نمی پذیرد.
 
وی با تاکید بر اینکه ما درون پر داریم نه درون خالی، گفت: ما طبیعتی داریم، معده و روده ما خالی است ولی حرفی برای گفتن داریم، فطرتی داریم و كودكی كه تازه به دنیا آمده اصطلاح حوزوی و  دانشگاهی را ندارد، ولی لوحش نا نوشته نیست و حرفی برای گفتن دارد، اگر غذای ضعیف سمی برسد، معده و روده فریاد می آورد. این دستگاه نظیر تنگ خالی نیست، این تنگ خالی سم هم بریزی قبول می كند و عسل هم بریزی فورا قبول می كند، چون حرفی برای گفتن ندارد. اما دستگاه روده و ریه و معده چنین نیست، حرفی برای گفتن دارد، یعنی من این را نمی خواهم این مال طبیعت است و بالاتر برای فطرت است. بچه را تا دروغ یادش ندهی دروغ نمی گوید، چه کسی به او گفته است راست بگوید، اگر جاییش درد نكند، بی خود گریه نمی كند. گریه او حق است و صدق است و عدل است و مطابق با واقع. مگر اینكه دروغ یادش بدهند.
 
آیت الله جوادی عاملی با بیان اینکه خداوند انسان ها را با سرمایه خلق كرده است، گفت: یكی از سرمایه هایی كه خدا به ما داد، همان ابدیت خواهی است، هرگز حاضر نیستیم بپوسیم، هرچند به ما بگویند شما از بین می روید می گوییم فكر و اندیشه مگر مردنی است؟ اندیشه وصف ماست، ما اندیشمندیم، اگر علم، اندیشه و قواعد عقلی نمی میرد ما هم نمی میریم، منتهی جایمان عوض می شود.
 
وی تاکید کرد: با بیان عناوین و مبانی می شود هنر عمیق اسلامی درست كرد و هنرمند شد و بازی و بازیگری حاصل كرد و انشاء الله همین را به كشور های دیگر صادر كرد.
موضوع: فرهنگی، مذهبی،

جستجو در وبلاگ
درباره من
لینک های مفید
فروشگاه مجله و کتاب الکترونیکی کیوسک 724
گالری والپیپر و عکس پس زمینه والپیپرهای ایرانی
قالب های حرفه ای وبلاگ
مجله تفریحی سرگرمی جزیره نشین
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :